چهار شنبه، 22 مرداد 1399 / 2020 August 12
نام فرستنده
پست الکترونیکی گیرنده
پیام برای گیرنده
مصباح یزدی، تقی(خوزستان)

آيت‌ الله [محمد]تقي‌ مصباح‌ يزدي‌، در يازدهم‌ بهمن‌ ماه‌ سال‌ هزار و سيصد و سيزده‌، برابر با هفدهم‌ ربيع‌الاول‌ هزار و سيصد و پنجاه‌ و سه‌ قمري‌، در خانواده‌اي‌ مذهبي‌ در شهر يزد به‌ جهان‌ چشم‌ گشود. زندگي‌ مادي‌ خانوادة‌ استاد مصباح‌، در سطح‌ پائيني‌ بود ولي‌ عشق‌ به‌ خاندان‌ پيامبر(ص‌) در دل‌ و جان‌ اين‌ خانواده‌ موج‌ مي‌زد و در دوراني‌ كه‌ خفقان‌ رضاخاني‌ بر همه‌ جا سايه‌ گسترده‌ بود و بر پايي‌ هر گونه‌ مراسم‌ عزاداري‌ جرم‌ به‌ شمار مي‌آمد، در شبهاي‌ محرّم‌، در زيرزمين‌ منزل‌ ايشان‌، مجلس‌ سوگواري‌ براي‌ سالار شهيدان‌ بر پا مي‌شد و نيز شبهاي‌ جمعه‌، در منزل‌ پدر بزرگ‌ ايشان‌ حاج‌ علي‌ اكبر گيوه‌چي‌ يزدي‌ دعاي‌ كميل‌ خوانده‌ مي‌شد و هر صبح‌ جمعه‌ نيز دعاي‌ ندبه‌ برگزار مي‌گشت‌؛ به‌ گونه‌اي‌ كه‌ پدر استاد، دعاي‌ ندبه‌ را از حفظ‌ قرائت‌ مي‌كرد. دوران‌ تحصيل‌: استاد مصباح‌ يزدي‌ كه‌ در دامان‌ چنين‌ خانواده‌اي‌ پرورده‌ شده‌ بود، با ورود به‌ دبستان‌، همه‌ ساله‌، شاگرد ممتاز مدرسه‌ شناخته‌ مي‌شد و اين‌ مسأله‌ باعث‌ شده‌ بود كه‌ مورد محبت‌ فراوان‌ معلمان‌ واقع‌ شود. در روزگاري‌ كه‌ استاد، دورة‌ دبستان‌ را مي‌گذرانيد، جامعه‌، اقبالي‌ به‌ علوم‌ ديني‌ نشان‌ نمي‌داد. تبليغات‌ رضا خاني‌، مي‌كوشيد تا نسل‌ جوان‌ را نسبت‌ به‌ روحانيّت‌ بدبين‌ كند. پر واضح‌ است‌ در چنين‌ فضايي‌، چنانچه‌ شاگرد ممتازي‌ چون‌ محمد تقي‌ مصباح‌ يزدي‌ بخواهد به‌ تحصيلات‌ حوزوي‌ روي‌ آورد، شگفتي‌ هم‌شاگرديها و استادان‌ و معلمان‌ را بر خواهد انگيخت‌! از سوي‌ ديگر، جذبه‌ معنوي‌ «مرحوم‌ حاج‌ شيخ‌ احمد آخوندي‌» كه‌ از خويشاوندان‌ مادري‌ استاد و مقيم‌ نجف‌ بود و گهگاه‌ براي‌ سركشي‌ موقوفه‌اي‌ كه‌ متولي‌ آن‌ بود، به‌ يزد مي‌آمد و ميهمان‌ خانواده‌ استاد مي‌شد، شيفتگي‌ وي‌ به‌ تحصيل‌ علوم‌ ديني‌ را دو چندان‌ مي‌ساخت‌. رؤياي‌ ورود به‌ حوزه‌، در سال‌ تحصيلي‌ 26 ـ 1325 كه‌ دوره‌ ابتدايي‌ ايشان‌ پايان‌ يافته‌ بود، متحقّق‌ شد؛ آن‌ هم‌ در تابستان‌! فصلي‌ كه‌ نوجوانان‌ را به‌ تفريح‌ و سرگرميهاي‌ جذّاب‌ فرا مي‌خواند! امّا شيفتگي‌ استاد، او را به‌ يكي‌ از حجره‌هاي‌ مدرسه‌ شفيعية‌ يزد كشاند. همّت‌ و جديت‌ او باعث‌ شد كه‌ مقدمات‌ و سطوح‌ متوسطه‌ را در مدت‌ چهار سال‌ فرا گيرد. در همين‌ سالها بود كه‌ «حاج‌ شيخ‌ احمد آخوندي‌» ديگر بار به‌ يزد آمد و با مشاهدة‌ تلاش‌ شايان‌ طلبه‌ جوان‌، او را براي‌ هجرت‌ به‌ نجف‌ اشرف‌ و ادامه‌ تحصيل‌ در آن‌ حوزة‌ سترگ‌، تشويق‌ كرد. همچنين‌ خانواده‌ او را به‌ منظور حمايت‌ از او به‌ مهاجرت‌ به‌ نجف‌، ترغيب‌ نمود. اين‌ گونه‌ بود كه‌ اعضاي‌ خانواده‌، همگي‌ در اواخر سال‌ 1330 رهسپار نجف‌ شدند. شش‌ ماه‌ گذشت‌ و وضع‌ مالي‌ خانواده‌ نابسامان‌ شد و تلاشهاي‌ پدر براي‌ كسب‌ در آمد كارگر نيفتاد و آنان‌ مجبور به‌ بازگشت‌ به‌ ايران‌ شدند. والدين‌ استاد به‌ دليل‌ دلبستگي‌ فراوان‌ به‌ وي‌، حاضر نشدند كه‌ او به‌ تنهايي‌ در نجف‌ بماند و به‌ ناچار، ايشان‌ نيز رهسپار ايران‌ شد. پس‌ از پا نهادن‌ به‌ ايران‌ به‌ تهران‌ آمد و تابستان‌ آن‌ سال‌ را همراه‌ با خانواده‌ در تهران‌ ماند. بيست‌ روز مانده‌ به‌ آغاز درسها، در حالي‌ كه‌ توانسته‌ بود رضايت‌ خانواده‌ را جلب‌ كند، راهي‌ قم‌ شد و پس‌ از مدتي‌، با سختي‌ فراوان‌، توانست‌ در مدرسة‌ فيضيه‌، حجره‌ بگيرد و در دروس‌ «مكاسب‌»، «كفايه‌» و «منظومه‌» شركت‌ كند. در اين‌ دوره‌ چنان‌ مطالعه‌ و مباحثه‌ وقت‌ او را پر كرده‌ بود كه‌ به‌ گفته‌ خود، در شبانه‌ روز، پنج‌ يا شش‌ ساعت‌ براي‌ خواب‌ باقي‌ مانده‌ بود. هنوز كفايه‌ و مكاسب‌ را به‌ پايان‌ نبرده‌ بود كه‌ گهگاه‌ براي‌ كسب‌ آمادگي‌، در درس‌ «امام‌ خميني‌» (ره‌) حاضر مي‌شد و شخصيت‌ امام‌ (ره‌) تأثير شگرفي‌ در زندگي‌ ايشان‌ گذاشت‌. در كنار درس‌ امام‌ (ره‌) در درس‌ فقه‌ «آيت‌الله العظمي‌ بروجردي‌» نيز شركت‌ مي‌جست‌ و در همين‌ سالها، با شخصيت‌ «علامه‌طباطبايي‌»(ره‌) انس‌ فراواني‌ پيدا كرده‌ بود و در مجالس‌ درس‌ عمومي‌ و خصوصي‌ ايشان‌ حضور مي‌يافت‌. از ديگر كساني‌ كه‌ ايشان‌ سالهاي‌ متمادي‌ را به‌ تحصيل‌ نزد او گذراند، «آية‌ الله العظمي‌ بهجت‌» بود. وي‌ در طول‌ اين‌ سالها، بنا به‌ گفته‌ هم‌ دوره‌ايها، با دقت‌ فراوان‌ و با جهد و تلاش‌ شايان‌ به‌ تحصيل‌ علوم‌ مي‌پرداخت‌ و همزمان‌ به‌ تهذيب‌ نفس‌ و ايجاد سجاياي‌ اخلاقي‌ اهتمام‌ ويژه‌ نشان‌ مي‌داد. استادان‌: ايشان‌ پيشرفتهاي‌ خود را مرهون‌ عنايات‌ و زحمات‌ استادان‌ خود مي‌داند و نقش‌ مرحوم‌ «حاج‌ شيخ‌ محمد علي‌ نحوي‌» در حوزه‌ يزد را كه‌ وقت‌ بسياري‌ براي‌ تدريس‌ خصوصي‌ به‌ ايشان‌ و سپس‌ مباحثه‌ با شاگرد خود صرف‌ مي‌كرد، در پيشرفت‌ خود بسزا مي‌داند. استاد، ادبيات‌ عرب‌ و بخش‌ چشم‌گيري‌ از سطوح‌ را نزد مرحوم‌ نحوي‌ آموخت‌ و «شرح‌ نظام‌» را نزد «شيخ‌ عبدالحسين‌ عجمين‌» فرا گرفت‌. مقداري‌ از «شرح‌ لمعه‌» و «رسائل‌» را از مرحوم‌ حاج‌ سيد عليرضا مدرّسي‌ فرا گرفت‌. همچنين‌ استاد، بخشي‌ از «قوانين‌ الاصول‌» را نزد «حاج‌ ميرزا محمد انواري‌» آموخت‌. پس‌ از حضور در قم‌ نيز، به‌ درس‌ «مكاسب‌» مرحوم‌ حاج‌ آقا مرتضي‌ حائري‌ رفت‌ همچنين‌ جلد دوم‌ كفايه‌ را نيز نزد ايشان‌ خواند جلد اول‌ «كفاية‌ الاصول‌» را نزد «شيخ‌ عبدالجواد جبل‌ عاملي‌» آموخت‌. براي‌ فراگيري‌ درس‌ خارج‌ اصول‌، به‌ درس‌ امام‌ خميني‌(ره‌) مي‌رفت‌ و در درس‌ خارج‌ فقه‌ آيت‌ الله بروجردي‌ حاضر مي‌شد. ايشان‌ ويژگي‌ علمي‌ بارز امام‌ (ره‌) را دقت‌ نظر و آزادي‌ انديشه‌ مي‌دانست‌ كه‌ در درسهاي‌ استادان‌ ديگر، كمتر يافت‌ مي‌شد. آشنايي‌ با «علامه‌ سيد محمد حسين‌ طباطبايي‌» بارقه‌اي‌ آسماني‌ بود كه‌ جان‌ استاد را شعله‌ور ساخت‌. در درس‌ تفسير و فلسفة‌ ايشان‌ با جديّت‌ تمام‌ شركت‌ مي‌جست‌ و پرسشهاي‌ خود را در پايان‌ درس‌، در راهي‌ كه‌ به‌ منزل‌ علامه‌ ختم‌ مي‌شد، مي‌پرسيد تا اينكه‌ سرانجام‌ پرسشهاي‌ موشكافانة‌ او، توجّه‌ صاحب‌ تفسير «الميزان‌» را به‌ خود جلب‌ كرد و او را انيس‌ خلوت‌ و جلوت‌ علامه‌ ساخت‌. ديگر استاد ايشان‌، حضرت‌ «آية‌ الله بهجت‌» بود كه‌ در آن‌ زمان‌ عالمي‌ ناشناخته‌ بود و كمتر كسي‌ را به‌ حضور مي‌پذيرفت‌. در خواست‌ استاد و جمعي‌ ديگر از طلاب‌ از آية‌ الله بهجت‌، باعث‌ شد ايشان‌ درس‌ فقه‌ را آغاز كنند و اين‌ فرصتي‌ بود تا استاد و ديگر طلاب‌، از ويژگيهاي‌ اخلاقي‌ ايشان‌ نيز بهره‌ برند. و اين‌ بهره‌ بردن‌ براي‌ استاد 15 سال‌ به‌ طول‌ انجاميد. دوستان‌: شيخ‌ محمدتقي‌ مصباح‌ يزدي‌ به‌ دوستيهاي‌ سالم‌ و تعالي‌ بخش‌، اهتمام‌ ويژه‌اي‌ داشت‌. از دوستان‌ قديمي‌ ايشان‌، «شيخ‌ محمد حسين‌ بهجتي‌ اردكاني‌» و برادر ايشان‌، مرحوم‌ «شيخ‌ علي‌ بهجتي‌»، «شيخ‌ علي‌ پهلواني‌»، «ميرزا حسن‌ نوري‌» و «شيخ‌ علي‌ اكبر مسعودي‌ خميني‌» ـ توليت‌ فعلي‌ آستانة‌ مقدسه‌ حضرت‌ معصومه‌ 3 ـ را مي‌توان‌ نام‌ برد. رفت‌ و آمدهاي‌ ايشان‌ به‌ مدرسه‌ حجتيه‌ باعث‌ شد كه‌ با «دكتر باهنر»، «آقاي‌ هاشمي‌ رفسنجاني‌» و «آية‌ الله خامنه‌اي‌» نيز دوستي‌ دامنه‌ داري‌ پيدا كند كه‌ زمينه‌ ساز مبارزات‌ ايشان‌ بر ضد رژيم‌ طاغوت‌ شد. همچنين‌ از دوستان‌ قديمي‌ ايشان‌، بايد از «آية‌ الله دكتر بهشتي‌» نام‌ برد كه‌ استاد مصباح‌، ساليان‌ متمادي‌ با ايشان‌ به‌ مبارزه‌ بر ضد رژيم‌، تشكيل‌ گروه‌ تحقيق‌ پيرامون‌ مباحث‌ حكومت‌ اسلامي‌ و همكاري‌ در مدرسه‌ علميه‌ حقاني‌ پرداخته‌اند. فعاليتهاي‌ علمي‌ و فرهنگي‌: الف‌. آموخته‌ها استاد مصباح‌، علوم‌ گوناگون‌ اسلامي‌ را در محضر استادان‌ حوزه‌ آموخته‌اند و به‌ مطالعه‌ و تدبّر فراوان‌ در آن‌ پرداخته‌اند. ايشان‌ در فقه‌ و اصول‌ با بهره‌ بردن‌ از محضر استاداني‌ چون‌ آيات‌ عظام‌ بروجردي‌، اراكي‌، امام‌ خميني‌ و بهجت‌ در سن‌ بيست‌ و هفت‌ سالگي‌ به‌ درجة‌ اجتهاد رسيدند. در علم‌ تفسير نيز با بهره‌ از ديدگاهها و سفارشهاي‌ خصوصي‌ علامه‌ طباطبايي‌ (ره‌)، توانستند روش‌ صحيح‌ تعمّق‌ و تفكّر در قرآن‌ را بياموزند تا آنجا كه‌ علامه‌ كار بازخواني‌ «تفسير الميزان‌» پيش‌ از چاپ‌ را به‌ او سپردند. استاد خود نيز ضمن‌ برگزاري‌ دروس‌ تفسير موضوعي‌ قرآن‌، كتابهايي‌ در اين‌ زمينه‌ نگاشته‌اند كه‌ بدان‌ اشاره‌ خواهد شد. آيت‌ الله مصباح‌ يزدي‌، در فلسفه‌، «اسفار» و «شفا» را نزد علامه‌ (ره‌) فرا گرفتند و خود، سالها به‌ تدريس‌ فلسفه‌ اسلامي‌ و غرب‌ در حوزه‌هاي‌ علميه‌ پرداختند؛ به‌ گونه‌اي‌ كه‌ امروزه‌، يكي‌ از برجسته‌ترين‌ استادان‌ فلسفه‌ به‌ شمار مي‌آيند و كتاب‌ «آموزش‌ فلسفه‌» ايشان‌، در مراكز مختلف‌ فرهنگي‌ تدريس‌ مي‌شود. ايشان‌ در بسياري‌ از مسائل‌ فلسفه‌ ـ به‌ گفته‌ اهل‌ فن‌ ـ نوآوريهايي‌ نيز انجام‌ داده‌اند و شاگردان‌ بسياري‌ را تربيت‌ نموده‌اند. استاد ضمن‌ تحصيل‌ دروس‌ حوزه‌ در كلاسهاي‌ فيزيك‌، شيمي‌ و... شركت‌ نموده‌، زبانهاي‌ خارجي‌ فرانسه‌ و انگليسي‌ را نيز تا حدّي‌ آموخته‌اند. ب‌. تدريس‌ ايشان‌ تدريس‌ منظم‌ خود را، در مدرسه‌ علميه‌ حقاني‌ آغاز كرد. در آغاز به‌ تدريس‌ مباحث‌ قرآني‌، تفسير و مباحث‌ اخلاقي‌ و تربيتي‌ پرداخت‌ از جمله‌، كتاب‌ «فلسفتنا» نوشته‌ «شهيد سيد محمدباقر صدر» را براي‌ اولين‌ بار در حوزه‌ تدريس‌ كرد. در مؤسسه‌ «در راه‌ حق‌» نيز به‌ تدريس‌ «فلسفتنا»، «اقتصادنا» نوشته‌ شهيد صدر، و «نهاية‌ الحكمه‌»، نوشته‌ علامه‌ طباطبايي‌ مشغول‌ بود. درس‌ «اسفار اربعه‌» و «شفا» نيز از دروسي‌ بود كه‌ استاد، به‌ علاقه‌مندان‌ به‌ فلسفه‌، مي‌آموخت‌. هم‌ اكنون‌ نيز ايشان‌ به‌ تدريس‌ و تربيت‌ طلاب‌ فرهيخته‌ مي‌پردازد. از شاگردان‌ معروف‌ درس‌ ايشان‌ مي‌توان‌ «استاد غلامرضا فياضي‌»، «استاد محمود رجبي‌»، «دكتر مرتضي‌ آقا تهراني‌»، «دكتر عباسعلي‌ شاملي‌»، «دكتر احمد رهنمايي‌» و «استاد محسن‌ غرويان‌» و بسياري‌ ديگر را نام‌ برد. ج‌. تأليفات‌ و آثار استاد مصباح‌ يزدي‌، تا كنون‌ كتب‌ فراواني‌ در زمينه‌هاي‌ گوناگون‌ اسلامي‌، نگاشته‌ است‌ كه‌ بخشي‌ از آنها مربوط‌ به‌ پيش‌ از انقلاب‌ و برخي‌ مربوط‌ به‌ بعد از انقلاب‌ مي‌باشد. نظر به‌ گستردگي‌ و فراواني‌ كتابهاي‌ ايشان‌ به‌ چند كتاب‌ مهمّ ايشان‌ اشاره‌ مي‌كنيم‌: خداشناسي‌؛ كيهان‌شناسي‌؛ انسان‌شناسي‌؛ راه‌ و راهنماشناسي‌؛ قرآن‌شناسي‌؛ اخلاق‌ در قرآن‌؛ جامعه‌ و تاريخ‌ از ديدگاه‌ قرآن‌؛ حقوق‌ و سياست‌ در قرآن‌؛ آموزش‌ فلسفه‌؛ شرح‌ نهاية‌ الحكمه‌؛ شرح‌ جلد اول‌ اسفار الاربعه‌؛ شرح‌ جلد هشتم‌ اسفار الاربعه‌؛ دروس‌ فلسفه‌ اخلاق‌؛ خودشناسي‌ براي‌ خودسازي‌؛ بر درگاه‌ دوست‌؛ نقدي‌ فشرده‌ بر اصول‌ ماركسيسم‌؛ آموزش‌ عقايد؛ قرآن‌ در آيينة‌ نهج‌ البلاغه‌؛ نگاهي‌ گذرا به‌ نظرية‌ ولايت‌ فقيه‌؛ و ده‌هاي‌ كتاب‌ ديگر. هم‌ اكنون‌ كتابها و آثار استاد در مراكز مختلف‌ فرهنگي‌ تدريس‌ مي‌شود و بخشي‌ از آثار ايشان‌ نيز در حال‌ تدوين‌ و چاپ‌ است‌. ويژگي‌ بارز آثار ايشان‌، عمق‌، سادگي‌ و رواني‌، جذابيت‌ و به‌ روز بودن‌ آن‌ است‌