دوشنبه، 2 اردیبهشت 1398 / 2019 April 22
نام فرستنده
پست الکترونیکی گیرنده
پیام برای گیرنده
اسدی خوانساری، سیدمحمدباقر (تهران)

اين‏جانب در سال 1340 قمرى برابر با 1306 شمسى (سال تأسيس حوزه علميّه‏ قم) در شهرستان اراك  متولد
شدم. محلّ نشو و نمايم در قم بوده است. پس ازگذراندن مدارس جديد، در سلك روحانيّت وارد شدم و دروس
مقدّماتى صرف،نحو، معانى، منطق و رجال را نزد اساتيدى گذراندم. سپس دروس مقدّماتى‏ فقه و اصول را از
محضر فضلاى حوزه فرا گرفتم. آن‏گاه وارد مراحل سطوح‏عاليه فقه و اصول و فلسفه شدم. رسائل را نزد مرحوم
آیت اللّه العظمى والد(ره) ومكاسب را نزد مرحوم آیت اللّه العظمى اراكى و كفايه را نزد مرحوم آیت اللّه العظمى ‏آقاى
حاج سيّد احمد خوانسارى و منظومه سبزوارى را در قم از اساتيد فن‏ فرا گرفتم. سپس به درس خارج رفتم و
حدود هشت سال در خارج فقه مرحوم آیت اللّه العظمى بروجردى و درس خارج فقه و اصول مرحوم آیت اللّه والد
رفتم ‏كه ‏ايشان نظريّه خود را در باره تحصيلات بنده نوشته ‏اند و مقدارى در همان‏ اوان به درس خارج فقه و اصول
مرحوم آیت اللّه العظمى حجّت كوه‏ كمره ‏اى رفتم و بعد از فوت مرحوم والد از قم به نجف اشرف رفتم و در آن
حوزه مقدّسه دردرس جمعى از اعلام آن‏وقتِ نجف، مثل آيات عظام: گلپايگانى، اصطهباناتى، شاهرودى، حكيم،
شيرازى و خوئى  به تحصيل پرداختم; لكن عمده ‏تحصيلاتم در نجف، شركت در درس‏هاى مرحوم آیت اللّه
العظمى سيّدعبدالهادى شيرازى و آیت اللّه ‏العظمى خوئى بود و مقدارى هم اسفار را در نجف ‏اشرف نزد مرحوم
حجْ الاسلام و المسلمين آقاى آقا شيخ صدرا بادكوبه -كه ‏در منزل به طور خصوصى براى بنده و مرحوم آیت اللّه
شهيد صدر مى ‏گفتند - فراگرفتم.

فعّاليّت‏هاى علمى
الف) تأليف
تقريرات زيادى از اساتيد نوشته ‏ام كه هنوز به چاپ نرسيده است. بنده نيز در باره مسائلى از مبحث خمس و صلاْه
الجمعه و هم‏چنين رجال جزواتى نوشته ‏ام كه هيچ‏كدام آن‏ها به چاپ نرسيده است. كتاب ديگرى در دست تأليف
دارم به نام قرآن و عهدين كه در اين كتاب مقايسه ‏اى شده بين پيغمبرانى كه عهدين معرّفى مى‏كند و انبيايى كه قرآن
ياد مى‏كند. اين كتاب، اثر بسيار خوبى است; چون عهدين انبياى عظام را چنان بد معرّفى مى‏كند كه هر كس
عهدين را در باره خدا و انبيا ببيند از دين متنفّر مى‏شود بر خلاف قرآن كريم كه انبيا را گل‏هاى سرسبد جامعه و
پاك‏ترين و وارسته ‏ترين مردم معرّفى مى‏كند.
كتاب انصاف در امامت، كه حاصل بحث‏هاى هر شب ما در يكى از مساجد تهران بعد از نماز جماعت در طى
چهارده سال است، به فارسى منتشر شده است. هم‏چنين شرحى بر عروه الوثقى دارم به نام مدارك‏العروه كه جلد
اوّل آن به طبع رسيده و جلد دوم در دست چاپ است.

ب) تدريس
دو سال آخرى كه در نجف مشرّف بودم، در درس هيچ كسى حاضر نمى ‏شدم و تنها به تدريس مشغول بودم.

فعّاليّت سياسى
از كارهاى ما در نجف اشرف كه به آن زياد اهتمام مى‏ ورزيديم، حمايت
كردن از نهضت امام خمينى در قم بود. از جمله كارهاى ما آن بود كه صداى
حوزه علميّه قم را به مسلمانان دنيا به بهترين وجه منتقل مى‏كرديم و هر چه
را كه مرحوم آقاى حاج آقا مصطفى خمينى(ره)  لازم مى‏دانستند به خارج
منتقل شود، انجام مى‏ داديم. فعّاليّت‏ هاى اين‏جانب در آن‏جا مورد توجّه
كامل امام راحل قدس سره بود و مرتّب مراسله داشتيم و تفصيل مطالب مزبور احتياج
به كتابى دارد.
پس ازپيروزى انقلاب شكوهمند اسلامى ايران بنا بر تقاضاى جمعى از
مؤمنان بازار تهران از محضر رهبر عظيم ‏الشّأن انقلاب و بنيان‏گذار جمهورى
اسلامى مرحوم آىْ‏اللّه العظمى امام راحل1 براى اداره مسجد امام خمينى
(مسجد شاه) به آن مسجد منتقل شدم و از اسفند 1357 در آن مسجد مشغول
انجام وظيفه شدم و موفق شدم در كنار تبليغ و ارشاد، آن مسجد را كه مخروبه
بود با تأسيس موقوفاتى در چند مرحله ابتدا تعميرات لازم و سپس كماليات
مسجد را از قبيل فن كوئل و خريدن برق قوى و كاشى كارى عالى شبستان
مسجد و خريدن بهترين فرش‏ها از آستان قدس رضوى و غيرذلك به بهترين وجه انجام دهيم.
در مدّت جنگ تحميلى - الحمدللّه - به فضل خداوند متعال و همّت مؤمنان در رفع احتياجات رزمندگان  عزيز از
همه جهات كاملاً موفق بوديم و مكرّراً به جبهه مى‏رفتيم و به رزمندگان معزّز كمك مى‏كرديم.