شنبه، 2 آذر 1398 / 2019 November 23
نام فرستنده
پست الکترونیکی گیرنده
پیام برای گیرنده
غروی، عبدالحسین (آذربایجان شرقی)

در سال 1328 ه ق، در (شهر نجف اشرف) و جوار بارگاه ملكوتی امیر مؤمنان كودكی دیده به جهان گشود كه نامش را عبدالحسین نهادند، وی ایام كودكی را در آن شهر سپری ساخت و در شش سالگی وارد مدرسه علوی در نجف اشرف شد. عبدالحسین بعد از گرفتن گواهی نامه ششم ابتدائی بود كه پا به مدرسه دینی نهاد و چنانچه خود می گوید:

«پدرم از تبریز نوشت خوب است ایشان همان روش آباء و اجداد خود را پیشه كند و به تحیل علوم دینی بپردازد.

سفارش پدر بزرگوارش او را مصمم ساخت و تصمیم گرفت و در نجف كنار بارگاه ملكوتی حضرت امیر المؤمنین (علیه السلام) دروس حوزوی را آغاز كند. عبدالحسین بعد از تحصیل دروس مقدماتی، قوانین را در محضر آقا شیخ حسین اهری، و مقداری از مكاسب را در محضر مرحوم شیخ ابوالحسن مشكینی صاحب حاشیه بر كفایه خواند و جلد اول كفایة الاصول را در محضر آیت الله محمد باقر زنجانی فرا گرفت.
خاندان

آیت الله عبدالحسین غروی بیش از سیصد سال از بزرگان و علما بودند و در منطقه انزاب نام آشنایی داشتند. انزاب منطقه ای بین تبریز تا دو فرسخی سلماس را گویند. سرزمین بسیار وسیع و مهمی كه مردمان فهمیده و عالمان بزرگی داشته و دارد و جد بزرگ ایشان سیصد سال پیش امام جمعه خامنه بوده است. پدر آیت الله غروی نیز از علمای بزرگ بود چنانكه استاد محمد شریف رازی در مجموعه گنجینه دانشمندان درباره پدر آیت الله غروی می نویسد : «ایشان پس از تحصیل و فراگیری علوم حوزوی در تبریز به نجف اشرف مشرف می شود و در آنجا از محضر بزرگانی همچون مرحوم سید یزدی صاحب عروة الوثقی، مرحوم شریعت اصفهانی و آخوند خراسانی بهره می برد و مورد لطف و توجه آن بزرگان قرار می گیرد اجازاتو تقریرات خوبی از آنان داشت.»

از آیت الله شیخ مرتضی چهرگانی سه فرزند به نامهای عبدالحسین، محمد حسین، غلامعلی به یادگار مانده است.
هجرت از نجف به تبریز

عبدالحسین پس از سالها تحصیل و خوشه چینی در نجف اشرف از محضر بزرگان، بنا به امر پدرش در سن 22 سالگی عزم سفر به تبریز كرده راهی ایران می شود. وی در این مورد می گوید : «مشغول تحصیل بودم كه مرحوم والد نوشت برای دیدار چند صباحی به تبریز بیایید»

عبدالحسین برای دیدار و صله رحم به تبریز می آید و این نظر جاری بود كه ایران در آستانه تحولات قرار داشت و مرزها به دستور رضا خان بسته می شود. ایشان دیگر نمی تواند به نجف برگردد و به همین جهت اقامت وی در تبریز طولانی می شود. ایشان سه سال در تبریز از فیوضات آیت الله العظمی ابوالحسن انگجی بهره مند می گردد.
هجرت به قم

آقا عبدالحسین در سال 1353 هجری قمری در سن 25 سالگی وارد شهر مقدس قم شد. جلد دوم «كفایة الاصول» را در محضر مرحوم آیت الله میرزا محمد همدانی كه یكی از مدرسین برجسته آن زمان بود فرا یم گیرد و بعد از اتمام سطح در درس خارج مرحوم آیت الله العظمی حائری و مرحوم آیت الله العظمی سید محمد حجت شركت می كند. عبدالحسین به مرحوم شیخ عبدالكریم حائری ارادت خاصی داشتند و از او به عظمت و بزرگی یاد می كردند و بقاء حوزه را مرهون زحمات حاج شیخ و عظمت او می دانست بعد از ارتحال حاج شیخ عبدالكریم در سنه 1355 حوزه به همته آیات ثلاث از جمله آیت الله العظمی سید محمد حجت از گزند حوادث مصون مانده عبدالحسین سالها در محضر پر فیض این عالم جلیل القدر تلمذ نمود و ارادت زیادی به حضرت ایشان داشت.

شیخ عبدالحسین بعد از 12 سال تحصیل در سطوح عالیه حوزه علمیه قم به درجه عالیه اجتهاد نائل گشت.
هجرت به تبریز

آیت الله غروی در سال 1363 هجری قمری در سن 34 سالگی به تبریز مراجعت نمود و در شهر تبریز رحل اقامت گزید و به رسالت الهی خود از جمله تدریس، امامت جماعت و عظ و تبلیغ وتعلیم و ارشاد و اهتمام به مباحث اخلاقی و تربیتی و علاوه بر اینها به تدریس فقه و اصول می پردازند.
دلداده اهل بیت (علیهم السلام) آیت

آیت الله غروی در عشق به اهل بیت ذوب شده بود و دین و سیاست و تولی و تبری در رفتار و گفتار ایشان متجلی بود زمانی كه سخن از فضائل اهل بیت (علیهم السلام) می گفت و به نام حضرات معصومین (علیهم السلام) می رسید احساس می شد كه در درون این مرد الهی غلیان عجیبی ایجاد و اشك از چشمان نورانی و ملكوتی اش سرازیر می شد گریه همراه با تبسم ایشان آنقدر زیبا و قشنگ بود كه هر بیننده را با آن اقیانوس ادب و معرفت نزدیك می ساخت به همین نسبت نزدیك با خاندان رسول خدا بود كه گاهی می گفت : «حضرت فاطمه معصومه (س) خیلی مهمان نواز است ما باید خود را لایق مهمانی ایشان كنیم و الله با اینكه تعداد ما در زمان طاغوت 530 نفر بود و تحت فشار پهلوی هم بودیم اما دلخوش بودیم كه الحمد لله در جوار حضرت معصومه (س) هستیم. من به همه آقایانی كه در قم تشریف دارند تبریك عرض می كنم كه در عش آل محمد هستند.»
یار دیرین امام (قدس سره)

آیت الله غروی یكی از یاران و همراهان امام و پشتیبان نظام و انقلاب اسلامی بود. این حمایت آنقدر قوت داشت كه از مشاهده آن روحانی فرزانه شهید صدر به ذهن تداعی می كرد (ذوبوا فی الامام الخمینی كما ذاب هو فی الاسلام) وی در مورد امام می فرمود : «امام به قدری بزرگوار بود كه در یك جمله عرض می كنم من در حدود ده سالی كه با ایشان معاصر بودم و حتی دوستان نمی دانستیم كه ایشان شعر می گوید. عصرهای پنجشنبه در مدرسه فیضیه درس اخلاق می گفتند و به احترام مرحوم حاج شیخ بر روی منبر نمی نشستند حتی بازاریان قم هم در درس اخلاق ایشان شركت می كردند. اما با آن عظمتشان خیلی هم ظریف بودند و در عین اینكه با وقار بودند موقع مناسبش شوخی هم می كردند، واقعا وفات ایشان ضایعه بود.»
نا گفته ها

آیت الله غروی همیشه توصیه می كرد كه قدر این نظام و ولایت را بدانید و برای احیاء تمامی ارزشهای والای الهی انسان تلاش كنید وگرامی داشت یاد امام و شهیدان و ایثارگران را از شعائر بزرگ الهی می دانستند و می فرمودند : «من بسیار متأسفم و گلایه مندم از كسانی كه امروز نسبت به این عظمتی كه برای اسلام و روحانیت پیش آمده بی تفاوتند، آنان كه آن روزهای سخت و طاقت فرسا را دیده اند باید قدر این روزها را بدانند بر این نعمت بزرگ خدا را شكر كنند امام خمینی (قدس سره) با یاران ایثارگر و مجاهدش ما را از ذلت و بدبختی نجات دادند. آیا نباید از چنین پاكانی سپاسگذار باشیم و بر چنین نعمتی شكرگزار ؟ با تساهل در حفظ این نعمت كفران نعمت نكنیم.»

آیت الله غروی می فرمودند علما و روحانیت برای اسلام خون دادند، خون دل خوردند این همه شهداء، باید قدر این حركت را بدانید. در این نهضت امام عظمت اسلام و مسلمین نمایان شد انسانهایی به كمالات رسیدند اینها افتخارات اسلام هستند : شهداء عالم را می بینند و ما نمی بینیم.
روزگار جهاد ومبارزه

در زیر اكثر اعلامیه ها و تلگرافهای سالهای حساس انقلاب قبل از 1342 و بعد امضای آیت الله غروی دیده می شود و ایشان یا به قلم خود و یا زیر نظر و توجه ایشان متن اعلامیه ها و تلگرافها تنظیم می شد و نام آیت الله غروی برای همه مبارزین خط مقدم اسلام نامی آشناست. ایشان در مبارزات مردم تبریز به همراهی بزرگان دیگر همچون آیةالله قاضی طباطبائی و آیة الله سید محمد انگجی و آیة الله میرزا عبدالله مجتهدی). شركت فعال داشت.
مبارز آگاه

همچنان كه آیةاله غروی در فعالیت های مبارزاتی و سیاسی پیشرو بودند در مبارزه با الحاد و القائات و رد شبهات نیز سهم بسزایی داشتند، و در كتاب مفاخر آذربایجان آمده زمانی كه كسروی با دین و مذهب به نبرد برخاسته بود معظم له از جمله كسانی بود كه به رد گفته های او پرداخت كه بعدها به نام كتاب اسلام و شیعه به چاپ رسید.

آیةالله غروی نمونه ای از ماعت طبع و بزرگواری بود با آنكه خیلی سختی و بی مهری و فشار كشیده بود اما با این حال همچنان مقاوم و بردبار بود و این منش و رفتار الهی را سفارش و در این جهت آیةالله شربیانی را مثال می زد. در ماه رمضان شخصی پاكتی به ایشان می دهد آن مرحوم متوجه محتوای پاكت نمی شود در منزل پاكت را باز می كند می بیند محتوال پاكت مقداری پول است از طرف استانداری (رژیم سابق) از فرط ناراحتی تا صبح نمی تواند بخوابد، فردای آن روز پاكت را به فرد موثقی می دهد كه تحویل استاندار بدهد .
آیةالله غیبت

آیةالله غروی از دوران گذشته خود خاطرات تلخ و شیرین دارد و این بار به خاطرات دوستان خود می پردازد. تبریز در زمان وفات آیةالله العظمی آسیدابوالحسن اصفهانی در حدود 80 نفر عالم داشت كه فقط 5 نفر آنها در ثم تحصیل كرده بودند كه ما بقی تحصیل كرده نجف اشرف بودند در حال حاضر یك نفر از آن طلاب اهل نجف در تهران ساكن است و دومی بنده هستم و بقیه همگی مرحوم شدند به همین جهت است می گویم در تبریز غریب هستم .
آیةالله غروی و ولایت

آیةالله غروی از رهبر معظم انقلاب به عنوان پاسدار دین و فقاهت و سلاله حضرت فاطمه علیها سلام یاد می كرد و می فرمود:

«نجات دهنده اسلام امروز ایشان هستند».

بعد از ارتحال حضرت آیةالله اراكی، آیةالله غروی از جمله علمایی بودند كه در تأیید مرجعیت آیةالله خامنه ای نامه نوشتند و مسائل اجتهاد و ولایت را مطرح نمودند و لزوم مراجعه امت حزب الله در مسأله تقلید را به ایشان تأكید نمودند. رهبر معظم انقلاب نیز علاقه و ارادت زیادی نیست به آیةالله غروی داشتند و در همین اواخر سال 1371 كه به تبریز تشریف آورده بودند جهت دیدار به منزل آیةالله غروی رفته بودند.

آیةالله غروی در همه تند بادهای روزگار پناهگاه و پشتیبان امت حزب الله تبریز بودند و در طول هشت سال دفاع مقدس، تقویت كننده رزمندگان و مخصوصا لشكر همیشه پیروز و خط شكن 31 عاشورا بودند و با آن كهولت سن در مراسم های سپاه و بسیح و اعزام حضور می یافتند.

آیةالله غروی حدود دو دوره در مجلس خبرگان حضور داشتند و تا آخذ عمر شریفشان امام جمعه موقت شهر تبریز بودند.
اجازات

آیةالله غروی اجازات اجتهاد از اساتید معظم خود از جمله مرحوم آیةالله العظمی آقا ضیاءؤالدین عراقی، مرحوم آیةالله العظمی آقا سید ابوالحسن اصفهانی، مرحوم آیةالله العظمی آقا سید محمد حجت كوه كمری (رضوان الله تعالی علیهم) دریافت كرد.
آثار

از آیةالله آقا شیخ عبدالحسین غروی آثار گوناگونی به اقتضای زمان به جای مانده كه عبارتند از:

1 - كتاب اسلام و شیعه به زبان فارسی مطبوع در تبریز در سال 1363 قمری.

2 - كتاب تقریرات افادات مرحوم آیةالله العظمی حجت.

3 - اصول و فقه.

4 - مصلح جهانی یا مهدی موعد (عج).

5 - اخلاق .
عروج

این عالم ربانی و فقه صمدانی پس از عمری نزدیك به یك قرن خدمت و جهاد و مبارزه و سیر و سلوك الی الله و تدریس و پرورش انسانهای عالم و دانشمند و كمك به حوزه های علمیه و تقویت مساجد و محافل فرهنگی و دینی در بامداد روز چهارشنبه 20 آذر 1373 هجری شمسی مطابق با هفتم رجب 1415 هجری قمری بر اثر سكته قلبی در سن 87 سالگی در بیمارستان امام خمینی تبریز دار فانی را وداع گفت و به ملكوت اعلی پیوست.

با ارتحال جانگداز این فقیه جلیل القدر شهر تبریز روز چهارشنبه یكپارچه تعطیل شد و مردم در تكایا و محلات و خیابانهای اصلی شهر به عزاداری پرداختند. از طرف نمایندگی ولی فقیه و امام جمعه و استانداری آذربایجان شرقی با صدور اطلاعیه ای به مناسبت وفات آیةالله حاج شیخ عبدالحسین غروی روز چهارشنبه را در استان آذربایجان شرقی تعطیل و به مدت سه روز عزای عمومی اعلام كردند، پس از مراسم تشییع آن عالم فرزانه پیكر مطهرش به شهر مقدس قم انتقال یافت و در قبرستان وادی السلام به خاك سپرده شد.

مراسم های مختلفی در تبریز و قم و تهران و شهرهای دیگر برگزار شد و از آن عالم الهی تجلیل به عمل آمد و همچنین از سوی رهبر معظم انقلاب حضرت آیةالله خامنه ای به مناست ارتحال آن عالم فرزانه پیام تسلیتی صادر شد كه با درج آن پیام این گفتار مختصر پایان می یابد:
پیام رهبر معظم انقلاب

بسمه تعالی

حضرت آیةالله شیخ مسلم ملكوتی امام جمعه محترم تبریز.

خبر رحلت آیةالله حاج میرزا عبدالحسین غروی (رحمةالله علیه) موجب تأثر و اندوه اینجانب گردید ایشان یكی از علماء بزرگ تبریز و از یاران و از دوستان صمیمی این جانب بودند فقدان ایشان بی شك ضایعه ای بزرگ است، اینجانب رحلت آن بزرگوار را به همه مردم مؤمن و غیور و هوشمند و همیشه در صحنه آذربایجان و شهر پیش رو و مقاوم تبریز خصوصا به علمای اعلام روحانیون و فضلای آن خطه علم پرور بالاخص به برادر محترم و خانواده معلم ایشان تسلیت می گویم و رحمت و فضل الهی را برای ایشان مسئت می نمایم.

سید علی خامنه ای

24 / 9 / 1373.