چهار شنبه، 2 خرداد 1397 / 2018 May 23
Contact Us

برادری داشتم كه ...

محمد محمدیان

مقدمه

امیرالمؤمنین (ع): پیش از این برادری داشتم كه كوچك بودن دنیا در چشمش ، او را در نگاه من عظمت و شكوه ویژه ای بخشیده بود...

چقدر سعادتمند است شخصيتي كه به درجه اي از كمال و رشد نائل شده است كه امیرالمؤمنین (ع) او را برادر خود ناميده و به دوستي خود با او باليده است ، زبان به وصف این دوست صمیمی خود گشوده و از كرامت و بزرگواری او سخن بر زبان آورده ، و از شیعیانش می خواهد او را الگوی تربیتی خود قرار داده و همانند او به تربیت خویشتن بپردازند.

امیرالمؤمنین (ع) شخصيتي است كه به اعتراف خويش :

1 . همچون سایه به دنبال رسول خدا(ص) حركت می كرد و از اقیانوس معارف آن حضرت جرعه ها سر می كشید تا بدانجا كه نور وحی را مشاهده و شمیم نبوت را استشمام می نمود:

من همچون سایه ای دنبال آن حضرت حركت می كردم و او هر روز نكته تازه ای از اخلاق نیك را برای من آشكار می ساخت و مرا فرمان می داد كه به او اقتداء كنم ، وی مدتی از سال مجاور كوه حراء می شد، تنها من او را مشاهده می كردم و كسی جز من او را نمی دید، در آن روز غیر از خانه رسول خدا(ص) خانه ای كه اسلام در آن راه یافته باشد وجود نداشت ، تنها خانه آن حضرت بود كه او و خدیجه و من نفر سوم آن ها، اسلام را پذیرفته بودیم ، من نور وحی و رسالت را می دیدم و شمیم نبوت را استشمام می كردم . [1]

2 . همچون ماه در میان تاریكی ها، تشنگان حقیقت را از نور خود بهره مندمی ساخت .

من در میان شما همچون چراغ در تاریكی هستم كه هر كس به سوی آن روی آورد و كنارش نشیند از نورش بهره مند گردد. ای مردم بشنوید و سخنانم را حفظ كنید، گوش های قلب خویش را باز كنید و گفته هایم رابفهمید. [2]

برادر ایمانی امیرالمومنین

قال امیرالمؤمنین (ع):

«كَان لِی فِیَما مَضَی اَخ فِی اللَّه وَ كَان یُعْظِمُه فِی عَیْنِی صِغَرُ الدُّنْیَا فِی عَیْنِه وَكَان خَارِجاً مِن سُلْطَان بَطْنِه فَلاَ یَشْتَهِی مَا لاَ یَجِدُ وَ لاَ یُكْثِرُ اءِذَا وَجَدَ. وَ كَان اَكْثَرَ دَهْرِه صَامِتاً فَاءِن قَال بَذَّ الْقَائِلِین وَ نَقَع غَلِیل السَّائِلِین وَ كَان ضَعِیفاًمُسْتَضْعَفاً فَاءِن جَاءَ الْجِدُّ فَهُوَ لَیْث غَاب وَ صِل وَادٍ لاَ یُدْلِی بِحُجَّه حَتَّی یَاْتِی قَاضِیاً. وَ كَان لاَ یَلُوم اَحَداً عَلَی مَا یَجِدُ الْعُذْرَ فِی مِثْلِه حَتَّی یَسْمَع اعْتِذَارَه وَكَان لاَ یَشْكُو وَجَعاً اءِلاَّ عِنْدَ بُرْئِه وَ كَان یَقُول مَا یَفْعَل وَ لاَ یَقُول مَا لاَ یَفْعَل وَ كَان اءِذَا غُلِب عَلَی الْكلاَم لَم یُغْلَب عَلَی السُّكُوت وَ كَان عَلَی مَا یَسْمَع اَحْرَص مِنْه عَلَی اَن یَتَكَلَّم وَ كَان اءِذَا بَدَهَه اَمْرَان یَنْظُرُ اَیُّهُمَا اَقْرَب اءِلَی الْهَوَی فَیُخَالِفُه . فَعَلَیْكُم بِهَذِه الْخَلاَئِق فَالْزَمُوهَا وَ تَنَافَسُوا فِیهَا فَاءِن لَم تَسْتَطِیعُوهَا فَاعْلَمُوا اَن اَخْذَ الْقَلِیل خَیْرٌ مِن تَرْك الْكَثِیرِ»؛ [3]

برادر ایمانی

«كَان لِی فِیَما مَضَی اَخ فِی اللَّه »؛ [4]

پیش از این مرا برادری بود در راه خدا.

قهرمان سكوت

«كَان اَكْثَرَ دَهْرِه صَامِتاً فَاءِن قَال بَذَّالْقَائِلِین وَنَقَع غَلِیل السَّائِلِین »؛

بیش تر روزگارش در سكوت می گذشت ، اماگاهی كه لب به سخن می گشود بر سخنوران غالب می شد و عطش پرسشگران و سوز تشنگی شان را فرو می نشاند.

در فراز دیگری از همین حدیث حضرت می فرماید:

آنچه را عمل نمی كرد نمی گفت ، اگر در سخن مغلوب می شد هرگز درسكوت و خاموشی شكست پذیر نبود، همواره به شنیدن حریص تر ازگفتن بود. [5]

بیان و كلام نعمت خدا

تردیدی نیست كه قدرت بیان از نعمت های بزرگ الهی به انسان بوده و بركات و خیرات فراوانی از این طریق نصیب وی شده است . خداوند بعد ازنعمت خلقت انسان به نعمت بیان اشاره فرموده :

خَلَق الاْءِنْسان - عَلَّمَه الْبَیان ؛ [6]انسان را آفرید و به او بیان را تعلیم نمود. ●

كتابنامه

* قرآن كریم .

* نهج البلاغه .

1. ابن ابی الحدید معتزلی ، عبدالحمید؛ شرح نهج البلاغه ، ج 19، كتابخانه آیت الله مرعشی ، 1404 ق .

2. الدیلمی ، ابومحمد الحسن بن ابی الحسن؛ الارشاد القلوب ، مؤسسه الاعلمی ،الرابعه ، بیروت ، 1398 ق .

3. تمیمی آمدی ، عبدالواحدبن محمد؛ غرر الحكم ، انتشارات دفتر تبلیغات قم ، قم ،1366 ش .

4. حرّ عاملی ، محمدبن حسن ؛ وسائل الشیعه ، ج 2، 16 و 18 و مؤسسه آل البیت ، قم ، 1409 ق .

5. دیلمی ، حسن بن ابی الحسن؛ اعلام الدین ، مؤسسه آل البیت ، قم ، 1408.

6. كلینی ، ثقه الاسلام؛ اصول كافی ، ج 2 و 3، دارالكتب الاسلامیه ، 1365ش .

7. مجلسی ، محمدباقر؛ بحارالانوار، ج 45، مؤسسه الوفاء، بیروت ، 1

Subject
Email address *
Text to send *